19.12.09

nothing


گور بابای من
گور بابای تو
بی خیال همه ی این کثافت کاریها


چه قد بده آدم پکر باشه

کاوه یاد اون پسره افتادم تو مهمونی احمد
- کامو میگه آدمایی که به پوچی میرسن سه دسته ان
دسه اول اونایی که پوچیشونو با خدا پر میکنن
دسه دوم با خودکشی
دسه سوم هیچی واسه پر کردن ندارن .نه خدا دارن ، نه خود کشی میکنن.
پسره _اسمش مصطفا بود؟ _ هی میپرسید : خوب بعدش چی؟ بعدش چی میشه؟من الان دسه ی اول نیسم دومم نیسم...سومم حالا تهش چی میشه؟

دنبال دوا درمون بود....

راسشو بگم منم ته ته دلم دوس داشتم یا یه دسه چهارمی بود. یا ته زندگی گهی این دسه سوم به یه چیز خوبی میرسید
تقصیر من نیس...تقصیر این داستانهای کوفتیه سیندرلا و سفید برفی و ایناس. اگه ته همه داستانا دو تا کلمه ی کوفتیه خوبی و خوشی نبود ، مام دیگه فکر نمیکردیم زندگی کوفتی به یه جای خوبی قراره برسه ، ینی ا بچگی عادت میکردیم که به هیج جا نرسیم
نیچه بود؟ امید بدترین گناه و اینا؟

0 comments: