
زنده گانی --> زنده مانی
آدمکی از حرفهایم ساخته ام
چای میخورد , کتاب میخواند , راه میرود
در آشپزخانه که مینشیند نور از درون پوستش رد میشود
از حرفهای صدا دار
حرفهای اضافه
و حرفهایی که هیچوقت نباید خواند
سایه گنگ و مبهمی دارد
آدمکی که از حرفهایم ساخته ام
و
دهانش که علامت تعجبی بزرگ است
هیچگاه نمیخندد
photo by : Miroslav Kolcava
آدمکی از حرفهایم ساخته ام
چای میخورد , کتاب میخواند , راه میرود
در آشپزخانه که مینشیند نور از درون پوستش رد میشود
از حرفهای صدا دار
حرفهای اضافه
و حرفهایی که هیچوقت نباید خواند
سایه گنگ و مبهمی دارد
آدمکی که از حرفهایم ساخته ام
و
دهانش که علامت تعجبی بزرگ است
هیچگاه نمیخندد
photo by : Miroslav Kolcava

0 comments:
Post a Comment