7.4.11

خیانت

دندانهایم را میبلعم

تا که دهانم

طعم دروغهای نگفته را لو ندهد

*

انگشتانم راپنهان میکنم

تا که دستانم

عطر مردان نهفته را ندهد

*

دریغا

چشمانم را که میندم

رد نگاهت باقی است

------

حوالی دیماه 89


HER

- Who wants her body?

= ...

- OK, how much?

= ...

-OK, was sold

- Who wants her soul?

= ...

- OK, how much?

= ...

- OK, was sold

- Who wants her pain?

= ...

- Who wants her pain?

= ...

- No one ? no one.

12-2010


ج ز ندگی

آسوده خســـته گـــی میکنم

زنــــــده گــــی ام را

جنده زخمهای کوچک

با تمام درد های بزرگ خوابیده اند

رقص های احمقانه

اسپرمهای گول خورده

پتو های خیس

حوالی اسفند 89

دمدمای بهار 90


Hemmmm

-What's on your mind?

= mmm, i must say nothing.

-nothing?

=Nothing...mm except hate.

-Hate? ha....hate for?

=for all this things.what they want from me,what i want from myself

U know... hate being asked,being wanted,hate for escaping.

and the most ridiculous thing is this: every one that i've ever met have this hate.

26/3/11