دندانهایم را میبلعم
تا که دهانم
طعم دروغهای نگفته را لو ندهد
*
انگشتانم راپنهان میکنم
تا که دستانم
عطر مردان نهفته را ندهد
*
دریغا
چشمانم را که میندم
رد نگاهت باقی است
------
حوالی دیماه 89
دندانهایم را میبلعم
تا که دهانم
طعم دروغهای نگفته را لو ندهد
*
انگشتانم راپنهان میکنم
تا که دستانم
عطر مردان نهفته را ندهد
*
دریغا
چشمانم را که میندم
رد نگاهت باقی است
------
حوالی دیماه 89
- Who wants her body?
= ...
- OK, how much?
= ...
-OK, was sold
- Who wants her soul?
= ...
- OK, how much?
= ...
- OK, was sold
- Who wants her pain?
= ...
- Who wants her pain?
= ...
- No one ? no one.
12-2010
آسوده خســـته گـــی میکنم
زنــــــده گــــی ام را
جنده زخمهای کوچک
با تمام درد های بزرگ خوابیده اند
رقص های احمقانه
اسپرمهای گول خورده
پتو های خیس
حوالی اسفند 89
دمدمای بهار 90
-What's on your mind?
= mmm, i must say nothing.
-nothing?
=Nothing...mm except hate.
-Hate? ha....hate for?
=for all this things.what they want from me,what i want from myself
U know... hate being asked,being wanted,hate for escaping.
and the most ridiculous thing is this: every one that i've ever met have this hate.
26/3/11