19.5.10

The Other Language


به گا
به چیزی درون من
به همه ی لبخند های دل -خوش- کنک
بادکنک
کتک
سَک
سٌک
سٌک
خواستی ریسنت تر از همیشه اکتیو باش
خواستی اصلن برای خودت نباش
-
خواستی یک فقس بساز
با هم بریم تویش
جندگی نه
زندگی کنیم
-
خواستی درها را هم قفل میکنیم
ناهار پلو میخوریم
دنبال پول سگدو میزنیم
کفش لیس میزنیم
زورکی نگاه میکنیم
-
سیگار را همیشه باید دود کرد
اما وقتی اعصاب آدم خراب باشد
دودش بیشتر کیف میدهد


-
خواستی به دستهای من بخند
خواستی انگشتهای من را بشمار
خواستی لب های مرا چک کن
-
خواستی باور کن
خواستی نکن

18.4.10

وقتی که اشیا مهمتر میشوند

اسم فامیل
بدون اسم بدون فامیل فقط اشیا را بازی می کنیم

همه بلند میشوند و برای صندلی لهستانی کف میزنند
6000 fan
face book

بزن سن ایچ و دیگر هیچ

24.3.10

pain



غم های کوچک در غم های بزرگ حل می شوند

درد در چهره پدرم

22.3.10

war

در دهانم
طعم تو را میدهد
این قهوه


حتی پشت خط خطی های این کاغذ چشمان تو میدرخشد
سبز
براق
Strike
Strike
برق اندوه
Lucky

Luck ُStrike

خط میزنم
خط می خورم

میلک شیک قهوه
در جمعه ای بی تو




15.3.10

گا


خودش را خالی کرده بود رویش

پسر که رفت


رفت حمام
صورتش را شست
تف کرد

فکر میکرد چیزهای مهمتری باشد
بلف خورده بود
اول از همه از پدرش خورده بود
حالا مال پسره را هم خورده بود
حالا رفته بود توی خودش ، سیگار که میکشید فتیله اش کوچکتر میشد
نصفش دود شده بود نصفش آب شده بود رفته بود روی بوم
رنگ ها روغنی شده بودند ، چشمهایش را مداد کشیده بود
مداد سیاه کرده بود زیر چشمهایش را
فکر میکرد مهمتر از این حرفها باشد
فکر میکرد ارزشمند تر از این حرفهاست ، خودش را فکر میکرد که سرش به تنش می ارزد
که پسره هم میفهمد برای همین اساسی عاشقش است
پسره برای نقاشی هایش است
برای کتاب هایش است
برای فکر هایش است
پسره برای همینهاست که عاشقش اشت


پسره عاشق سوراخ فلانش شده بود


دیر فهمیده بود که------هم نیستن
گه شده بود اخلاقش
داد میزد
هی توی خودش گریه میکرد
بلف خورده بود
اول از همه از پدرش خورده بود
حالا مال پسره را هم خورده بود
حالا رفته بود توی خودش ، سیگار که میکشید فتیله اش کوچکتر میشد
نصفش دود شده بود نصفش آب شده بود رفته بود روی بوم
رنگ ها روغنی شده بودند ، چشمهایش را مداد کشیده بود
مداد سیاه کرده بود زیر چشمهایش را

13.3.10

اینو داشتم واسه یکی کامنت میذاشتم و اینا ، بعد گفتم بذار باش به روز کنم و از این کوفتها

---

من داشتم حدس میزدم
آدم خیلی چیزارو نمیدونه...بعدنا هم بدونه دیگه چاره اش نیس.


بعضی چیزارو نباید تقاطع داد. ینی نباید مث اون بازیه بود ، اونکه تو بچگیامون تو مجله ها زیاد بود

همونی که یه عالم نقطه بود ، هر نقطه هم یه عددی داشت ، باید نقطه هارو به ترتیب عددا وصل میکردی تهش یه شکلی چیزی در میومد و اینا...
بعضی وقتها نباید عددا رو وصل کرد.باید گذاش هر نقطه ای به خودش باشه.بعضی وقتها باید از اون شکلی که واسه آدم ساختن یه چیز دیگه ساخت
بعضی چیزارو نباید تقاطع داد. بعضی چیزارم اگه به جاش نفهمی،بعدنا هم بدونی دیگه چاره اش نیس


.

6.3.10

L I F E

کلمات برای هیچ است
تنها درد است که استخوانهایم را میجود

سگی که دستهایم را بو میکشید ، روی مغزم شاشیده است

سیگارها کوچکتر شده اند

هر شب مسواک میزنم
زیر لحاف میروم
میخوابم


سر درد ها بزرگتر شده اند

13.2.10

SEARCH




















ردیف بلاگ های آپ شده ، اینجا ، واقعا چیز جالبیه
هیجان زده میشم وقتی پینک فلوید رو از گوشه پروفایلم سرچ میکنم

چه قد آدم...هیچ کسم به هیچ کس نیس...یعنی اگه بری تو نخ بلاگ ها....
یکی نوشته تو حیاط پشتیشون قارچ کاشته
اون یکی تو تلویزیون برنامه المپیکو دیده
اون یکی با لباس کاراته
اون یکی با فلان
اون یکی بهمان
بعضیها هم نمیشه خوند...مث بلاگ اون پسره اکراینیه...یا بلاگ اون چینیه
اه...واقعا هیجان انگیزه که اینهمه آدم داریم تو این دنیا که دلشونو به نورهای پشت مانیتور خوش کردن

0



مچاله بر روی تخت
پتو پیچیده
چون پیله ای
که پروانه اش مرده است....












----
پی نوشت: هو س ک ردم دس م بو داستان بد ه دو باره. بع ضی هوسها خوب ه اما به جا نیس...کا ش وقـــــــــ تش برسه زود...قبــ ـل اینکه هو سه بخـــو ابه

30.1.10

دل مرگ ی



دلــمرگــــی ام در ساعت هشت صبح اتفاق اقتاد
مخلوط شده با بوی آهن خیس
و بوق های این خیابان باریک
***
مردمان عبوس
کلاه های پشمی
گنجشکهای لاغر

و دزدگیر هایی با طعم سریالهای تلویزیونی

27.1.10

Get up Girl


مث آدمهایی که هر جایی رو با دفتر خاطرات اشتباه میگیرن
منم می خوام خوابمو تعریف کنم
عجیب بود...من میخواسم زودتر بگم درموردش اما نشد


خواب دیدم که یه کرم تو سرمه... هی کرمه میرف تو و می اومد بیرون ...کاسه سرمو میخورد. تا سرشو میاورد بیرون و میخواسم بگیرمش می رف تو.من هی می ترسیدم از تو چشمامو بخوره ، همه سرم خونی بود و اینا ...آتنا بود ، بابامم بود.اینا رو یادمه اما انگاری که همه بودن همه خانواده مو میگم. هیچکی نمی تونس هیچ کاری بکنه .فقط نگام میکردن همه .منم هی می ترسیدم از تو بخوره چشمامو. بعد آتنا گف میخوای موهاتو شونه کنم (مث آدمایی که فقط بخوان یه کاری بکنن.از فرط اینکه کاری از دسشون بر نمیاد فقط میخوان یه کاری بکنن تا آروم شن و اینا) من چیزی بش نگفتم... اومد موهامو شونه کنه یه دفعه گف وای لیلا ته موهات پر از اسپرمه....اسپرما مث خمیر وسط پیراشکی بودن




همین... ازش گذشته ، تقریبا خیلی... انگار ازش خیلی دور شدم. الان که فک میکنم میگم : اوه دختر چه قد مخت داغون بوده اونموقع

8.1.10

TOR

دوست داشتن مثل پوست کندن پیاز است
لایه ، لایه ، لایه
هر لایه می سوزاند
هر لایه اشک آدم را در می آورد
و لایه بعدی از قبلی کوچکتر است

تمام شد

دوست داشتن مثل پوست کندن پیاز است
و با حساب نرخ تورم سال بعد ، پیاز کیلویی 500 تا 600 تومان خواهد شد




عادت می کنیم


نه مانکن های مرد اف تی وی و نه پسر های جذاب دانشگاه
حسرت من تنها برای پسرانی بود که دست به قلمشان بوی سیگار میداد و فلسفه می دانستند

سیگار ریه را سیاه میکند ، فلسفه مغز را

اما هنوز وقتی که سیگار میکشی و دهانت بوی نیچه می دهد عاشقت میشوم


1.1.10


خی یا نت

دردهایی که
به دو نیم
پیچ میزند، دَ دَر دَرد میکند
دلم را
به عادت ، می خوابید و میزند ماهیانه
تیر میکشد سرم را به دو
به دو نیم پیچ میخورد که دلم را
دَ دَر دَرد میکند به عادت هر بار
که در هم ریشه می دوانید... سرخ میشوم در ماه , می تابد بر حوض
تو پیچ میخوری در او که من به عادت پیچ میخورم در خودم هرماه که می تابد بر تخت
تنها صدای قژ قژ تخت ، بالا و پایین میکنی و من
هفته ای است که درد میخورم