
خودش را خالی کرده بود رویش
پسر که رفت
رفت حمام
صورتش را شست
تف کرد
فکر میکرد چیزهای مهمتری باشد
بلف خورده بود
اول از همه از پدرش خورده بود
حالا مال پسره را هم خورده بود
حالا رفته بود توی خودش ، سیگار که میکشید فتیله اش کوچکتر میشد
نصفش دود شده بود نصفش آب شده بود رفته بود روی بوم
رنگ ها روغنی شده بودند ، چشمهایش را مداد کشیده بود
مداد سیاه کرده بود زیر چشمهایش را
فکر میکرد مهمتر از این حرفها باشد
فکر میکرد ارزشمند تر از این حرفهاست ، خودش را فکر میکرد که سرش به تنش می ارزد
که پسره هم میفهمد برای همین اساسی عاشقش است
پسره برای نقاشی هایش است
برای کتاب هایش است
برای فکر هایش است
پسره برای همینهاست که عاشقش اشت
پسره عاشق سوراخ فلانش شده بود
دیر فهمیده بود که------هم نیستن
گه شده بود اخلاقش
داد میزد
هی توی خودش گریه میکرد
بلف خورده بود
اول از همه از پدرش خورده بود
حالا مال پسره را هم خورده بود
حالا رفته بود توی خودش ، سیگار که میکشید فتیله اش کوچکتر میشد
نصفش دود شده بود نصفش آب شده بود رفته بود روی بوم
رنگ ها روغنی شده بودند ، چشمهایش را مداد کشیده بود
مداد سیاه کرده بود زیر چشمهایش را
پسر که رفت
رفت حمام
صورتش را شست
تف کرد
فکر میکرد چیزهای مهمتری باشد
بلف خورده بود
اول از همه از پدرش خورده بود
حالا مال پسره را هم خورده بود
حالا رفته بود توی خودش ، سیگار که میکشید فتیله اش کوچکتر میشد
نصفش دود شده بود نصفش آب شده بود رفته بود روی بوم
رنگ ها روغنی شده بودند ، چشمهایش را مداد کشیده بود
مداد سیاه کرده بود زیر چشمهایش را
فکر میکرد مهمتر از این حرفها باشد
فکر میکرد ارزشمند تر از این حرفهاست ، خودش را فکر میکرد که سرش به تنش می ارزد
که پسره هم میفهمد برای همین اساسی عاشقش است
پسره برای نقاشی هایش است
برای کتاب هایش است
برای فکر هایش است
پسره برای همینهاست که عاشقش اشت
پسره عاشق سوراخ فلانش شده بود
دیر فهمیده بود که------هم نیستن
گه شده بود اخلاقش
داد میزد
هی توی خودش گریه میکرد
بلف خورده بود
اول از همه از پدرش خورده بود
حالا مال پسره را هم خورده بود
حالا رفته بود توی خودش ، سیگار که میکشید فتیله اش کوچکتر میشد
نصفش دود شده بود نصفش آب شده بود رفته بود روی بوم
رنگ ها روغنی شده بودند ، چشمهایش را مداد کشیده بود
مداد سیاه کرده بود زیر چشمهایش را

0 comments:
Post a Comment